درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
معنی کور شدن را گره ها میفهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین
قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند . . .

هر چند که دور از عشق بازی هستیم / اما به رضای عشق راضی هستیم
بر فرض که این مساله هم حل بشود / ثابت شده ما دو خط موازی هستیم . . .

آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم می نوشتی
سواد نداشتم اما به دستان تو اعتماد داشتم
حالا سواد دارم اما دیگر به چشمانم هم اعتماد ندارم

دلیل تنهایی مان اینست ای دوست :
دلمان پیش کسی است که حواسش پیش ما نیست
و حواسمان پیش کسی است که دلش پیش ما نیست

اگر به دنیا آمدم برای توست اگر هستم برای توست
اگر میگریم برای توست اگر می خندم برای توست
اگر شادم اگر غمگین برای توست ، و اگر روزی بمیرم برای توست

نظرات شما عزیزان:
|