نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





قصه بی پایان زندگی

 

 

 

باز دلم گرفت

ابریم

بارانیم

مثل اینکه هیچ وقت تمامی ندارد

مثل اینکه هیچ آغوشی نیست ….

.

.

باز در فکر نوشتنم چه بسرایم از کجا و چگونه بسرایم

تو که رفتی هیچ کس همدمم نشد

تو که رفتی هوای خونه برام سنگین شد

توکه رفتی خورشید خونمون خاموش شد

تو که رفتی تنها نم چشمانم خشک شد

 نمیتونم

 نمیتونم

دیگه خسته شدم از گفتن شعرهای غمگین از جدایی از رفتن از بارون از همه……..وایییییییی

بذار اینگونه بگویم

عمو زنجیر باف زنجیره منو بافتی پشت کوه انداختی

کودکیم

 در شوق پرواز بودم

همیشه چشم انتظار نگاه مهربان مادر بودم

 ابر بودم در خیال دیو سیاه قصه ها بودم

قصه مادر بزرگ قصه شنگول منگول حبه انگول  بود

حال که از قصه در اومدم دیدم منم قصه بودم

قصه ای که هیچ وقت نوشته نشده و هیچ مادر بزرگی نخونده بود

قصه ای که آدما بزرگ شده بوداند ولی اشک کودکی هنوز بود

قصه ای که خبری ازبازی و لبخند کودکانه نبود

آری قصه آدم بزرگا بودتلخ فراموش نشدنی بود ……


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 5:38 | |







گفتم دوستت دارم

 گفتم دوستت دارم

ولی تو رفتی و حالا لحظه ها

بی تو آهسته و به سختی میگذرد

زمان کندتر از همیشه میگذرد

اما میگذرد نه مثل همیشه

نه مثل وقتی تو بودی

فقط میگذرد

بدون هیچ حادثه ای

بدون هیچ رویای

چون دیگر رویای ندارم

رویایی من تو بودی اما تو

به دنبال رویای خودت رفتی

گفتم تو رویای من هستی

پس با من بمان تو

سکوت کردی فقط سکوت

از تو بخاطر تو گذشتم

گذشتم تا تو به رویایت برسی

و من رویای خود را در گوشه ای

قلبم به حبس ابد محکوم کردم

تو رویای من بودی

و هستی اما رویایی دست نیافتنی

آرزویی محال

با خود گفتم در عشق یک نفر

باید قربانی شود تصمیم گرفتم

قربانی این ماجرا باشم

چون تو را بیش

از آن دوست می داشتم

که قربانی شوی

در این راه بی پایان

روزها میگذرد

و هر روز دلتنگتر از همیشه

با یادت شب را به صبح

و صبح را به شب می رسانم

وجودت شادی بخش

روح و جانم بود

در فراق تو به دلمرده ای

غمگین مبدل شدم

ای آرامش جانم برگرد


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 1:26 | |







حرفی با یک دوست

  marge khamush    

چه خبری داری از دلم  شب وروزم اشکه  کجایی که ببینی

به سرم چه ها که داره میاد  من داغون تر از این حرفام

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 9:53 | |







کاش می شد.....

 

 

کاش می شد که من از ع ش ق حذر می کردم0

یا که این زندگی سوخته سر می کردم،

 
 
 

ای که قلبم بشکستی و دلم بربودی

 
 

ز چه رو این دل بشکسته به غم آلودی؟

 

من غافل که به تو هیچ جفا ننمودم،

 
 

بکن آگه که کدامین ره کج پیمودم؟

 
 

ای فلک ننگ به تو , خنجرت از پشت زدی،

 
 

به کدامین گنه آخر تو به من مشت زدی؟

 
 

کاش می شد که زمین جسم مرا می بلعید،

 
 

کاش این دهر دورو بخت مرا برمی چید،

 
 

آه ای دوست!

 
 

که دیگر رمقی در من نیست،

 
 

تو بگو

 
 

داغ تر ار آتش غم دیگر چیست؟

 
 

من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش.

 
 

دیگر ای باد صبا

 
 

دست ز بختم بردار

 
 

خبر از یار نیار

 
 

دل من خاک شد و

 
 

دوش به بادش دادم

 
 

مگر این غم ز سرم دور شود

 
ولی افسوس نشد

[+] نوشته شده توسط тαηнα در 3:5 | |







دروغ نگو

  چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيرهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميرهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد  فاصله بين من و تو ،‌ از اينجا تا آ سموناست تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدخيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاستتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد     قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد   به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد       بگو تا وقتي زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد    هر جاي دنيا كه باشي ،‌دلم واست پر ميزنه  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد      براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي      تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهميتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 3:0 | |







فقط خـــدا...

 

قرآن کریم:"همه ی کسانی که در آسمانهاوزمین هستند او را می خواستند،او هرروز در کاری است."

آنگاه که دریا طوفانی می گردد و امواج خروشان وسهمگین ازهر سو بلند می شوندوباد به شدت وزیدن گرفت،کشتی سواران فریاد بر می آورند یاالـــلـــه

هنگامی که کاروان دربیابان ره گم می کند وقافله نمی داندبه کدامین سو راهش را ادامه دهد،کاروانیان بانگ برمی آورند یاالــلــه

 

وآنگاه که چاره ها کارساز نمی افتد وامیدها قطع می شود وراهها مسدود می گردد فریاد بر می آورند یا الـــلـــه

 

وهنگامی که زمین با وجود فراخی اش بر تو تنگ می شود وتحمل خودت بر تو دشوار می گردد فریاد بر آور یا الــلــه

 

«یــــــــــا الــــــــــلــــــــــه»

 

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:58 | |







نمیدانم چرا؟؟؟


نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:56 | |







با این حلقه ها...

 

 

امشب دوباره سیگار، سیگار، سیگار می کشم

رخ عشق با این حلقه های دوار، دوار، می کشم

با دود حلقه،حلقه می زنم

با این حلقه ها خویشتن را به دار می کشم


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:51 | |







عشق

 عشق محکومی است که محاکمه نمی شود

دیوانه ایست که معالجه نمی شود

بیگانه ایست که شناخته نمی شود

سکوتی است که شکسته نمی شود

وفریادی ایست که ارام نمی شود


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:47 | |







گاهی دلم میگیرد

 گاهی دلم میگیرد:

از آدمهایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت میدهند

دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند و نوری که تاریکی میدهد

از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت میدهند

دلم میگیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد

و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمبیند

از دوستی که برایت دو بال برای پریدن هدیه می آورد

و پرواز را با منفور ترین کلمات معنی میکند

از خودم هم دلم میگیرد

نمی دانم چرا نمی دانم...؟!


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:44 | |







وقتی تو نیستی

  وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند
نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم
عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنمباشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:33 | |







✿ツ ...

  ✿ツ  ...

از چشـــــمهآیَتــــــــ...

تنهـــــآ نگآهــے کآفیســـــت برآیَـــم ...

دیگر چــ ـہ حرفـــے بزنــــم ...

وقتـــے ڪــﮧ حتــے نیــــم نگآهـــے ......

بگذآر تآ بـــہ دردِ خــــود بمیــــــــرم ...

همیــــטּ کآفیســـــت !!! ...


...✿ツ


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:26 | |







ایـ ـن بــ ـار منــ ــم

  ایـ ـن بــ ـار منــ ــم کـ ــه مسافــ ـر جـ ــاده ی رفتـ ــن و برنـ ـگشتـ ـن شـ ـدم...

   افسـ ــوس کـ ــه هـ ــرگــ ـز بـ ــاور نکــ ـردم ؛

   غریبـــ ــــه همیشـه غریـــــ ـبه اســ ـت

   حتــی اگــ ـر مثـ ــل تــ ـو مهــ ــربــ ـان باشـ ـد...


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:22 | |







زخـ ـم هــایی

  زخـ ـم هــایی کـ ـه خوردم

 هرگـ ـز بــه خاط ــر حرفــهایـ ـی نبود
 کـ ـه
 بــر زبـ ـان آورده ام
 به خاطـ ـر حرفــهایـ ـی بود
 کــه
 هرگـ ـز بــه زبـ ـان نیـ ـاوردم...!
 
 

[+] نوشته شده توسط тαηнα در 2:18 | |







خودت بهم بگو چرا

 خودت بهم بگو چرا

این همه آزارم میدی
جلو چشات سوختم
ولی درد منو نفهمیدی
گفتم میای تو زندگیم
یه كمی آروم میگیرم
این بودنت نبودنه
هستی دارم میمیرم
با اینكه تو كنارمی
خیلی دلم از تو پره
اینجوری كه تو با منی
به درد من نمیخوره
نبودنت یه دردیه
بودنتم درد دیگه
چشمای خیس من همش
از غم بی كسیم میگه
تموم دلخوشیم اینه
بگی همیشه با منی
نه اینكه اینجوری بخوای
آتیش به جونم بزنی
به جای اینكه مرحم
زخمای زندگیم بشی
زخم زبونم میزنی
دلخوشیامو میكشی
بگو چطور دلم باید
 از پس غصه بر بیاد
این همه آزارم میدی
بازم دلم تو رو میخواد
اگه میخوای بری برو
برو دیگه دلو بكن
اگه میخوای باشی بمون
نمك به زخم من نزن

[+] نوشته شده توسط тαηнα در 21:36 | |







هـــــــوا تو کردم دوباره

 هـــــــوا تو کردم دوباره

بازم دلم تنـــــــــگ برات
اگر چه دوری از دلم
هنوزم می میرم برات
امید من سنگ صبور
باشه برو پیشم نیا
بزار که تنها بسوزم
تو غربت دلتنگیام
نه اینکه عاشق نباشم
نه اینکه دوست ندارم
می خوام تو اوج بی کسی
سر روی شونت بزارم
زخم زبون صبر من
باور بکن حدی داره
یه قلب خالی از امید
آخه سوزوندن نداره
منی که حتی گریه هام
واسه تو تکراری شده
تو حرف مردم نزن
نگو که جات خالی شده
نگاه سردت هنوزم
با خنده هات زجرم میده
حالا خودت منو به این
در به دری عادت بده
باور نداری هنوزم
عشق تو داغونم کنه
بخند به گریه های من
شاید که آرومم کنه
بهش بگین دغ میکنم
دستش تو دستم نباشه
تموم خاطراتمون
نمک به زخمام میپاشه
بهش بگین خاطره هاش
آتیش به جونم میزنه
آسمونم زمین بیاد
بگین فقط مال منه
تو لحظه های بی کسی
سهم من از تو دوریه
اگه صدام در نمیاد
دلتنگی زوریه
هر روز غروب دلتنگتم
دوباره تنها میشینم
هر وقت که بارون میباره
تو رو کنارم میبینم
هر روز هر شبم از خدا
بدون فقط تو رو میخوام
نگو که واست غریبه ام
نگو که خوابت نمیاد
بگو تو هم دوسم داری
بگو که دلتنگم میشی
من فقط از خدا میخوام
دوباره مهربون بشی

[+] نوشته شده توسط тαηнα در 21:30 | |







خدا وصییته منو گوش بده

خدا وصییته منو گوش بده
ناممو بخون
شاید دیگه من نباشم
مواظب عشقم بمون
میسپرمش بهت میرم
تمومه تارو پودمو
یه وقت نیاد برنجونیش
کسل کنی وجودمو
خدا یه وقت كسی نیاد
بدزده قلب ساده شو
کسی نیاد توی زندگیش
بشینه زیر سایشو
بهش بگه دوسش داره
خیلی بده زمونه هامون
خدا سپردمش بهت
مواظب عشقم بمون
فردا قراره منو تو
از هم دیگه جدا بشیم
فردا قرار همدمه
گریه بی صدا بشیم
تو کوچه های بی کسی
نیستی پرسه میزنم
آی آدما نگاه کنین
غریب شهر تون منم
یادش بخیر
منو تو
یه قلبه پاک بی غرور
حالا چی شد عوض شدی
دلت کجاست سنگ صبور
من تو رو عاشق میکنم
هر جور شده
حتی به زور
کی می خواد
فردا تو رو از من بگیره
كاش خونش ویرون بشه
آتیش بگیره
ما باید فردا رو از دنیا بگیریم
ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم
ما باید قدره این روزها رو بدونیم
وای اگه فردا بیاد تنها میمونیم
خدا شاید این عشقی که
من میگمو تو نشناسی
نزدیكترین کسم اونه
خیلی دوسش دارم راستی
یادم نره بهت بگم
عزیزترینه من اونه
خودم مهم نیست
اما اون
نذاری تنها بمونه
بمیرم واسه هق هقش
گریه چقدر بهش میاد
وقتی که حرصش می گیره
میگه از من بدش میاد
اما وقتی آروم میشه
میبینه من بغضم گرفت
همین دیوونه بازیهاش
ازاول چشممو گرفت
حالا که دیگه مجبوریم
با هم دیگه وداع کنیم
بیا به یاد اون روزا
همدیگرو دعا کنیم
یه وقت دیدی دعا گرفت
خدا نذاشت جدا بشیم
ای وای داره فردا میاد
باید دست به دعا بشیم
با قلب پاکت از خدا
بخواه منو صبرم بده
هنوز نرفتی از پیشم
دوریت داره زجرم میده
عزیزم یادت نره
دنیا دو روزه
نمیخوام فردا دلت
واسم بسوزه
ای خدا حتی اگه
دوستم نداره تو میتونی
نذاری تنهام بذاره


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 21:8 | |







من و تنهایی

 

 

شکستم

چه کسی تنهایی آسمان را درک می کند . امشب به یاد شب های گذشته می گریم شاید تسکینی برای قلب درد آلودم باشد . چه کسی خواهد فهمید که روز های سفید من رنگ دیگری گرفته . طوفان آن شب اهورایی و زندگی آرامم را به دقایق پریشانی بخشیده بود ... نگاهم رنگ پشیمانی دارد .

آیا می دانی دل من در کدام کوچه این شهر پرسه می زند ؟ آیا بار دیگر برق چشمانت می تواند امیدی برای قلب مرده ام باشد ؟

سرنوشت مرا به دست فراموشی سپرده است . دیگر رمقی برای ادامه سفر ندارم . هنوز هم پا به پای ثانیه ها در اتاقم قدم می زنم  و با هر قدم به تصمیمی دیگر نزدیک می شوم .

تنهایم ...

به کنار پنجره می روم ... نگاهم به آسمان گره می خورد . بغض در گلویم مثل پرنده ای که سالهاست اسیر قفس باشد ، یکباره پر می کشد . قلبم همچون کوه آنتشفشان می ماند ، قطرات اشک روی گونه هایم سر می خورند و من آرام تنهاییم را به آغوش می کشم .


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 21:3 | |







نوشته تو ...

 

 

 

نقطه سر خط ...

 

 

این بار تو برای من بنویس ...

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 21:2 | |







فریاد نزن ای عاشق


من صدایت را درون قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو با ذهن خود می نگرم
فریاد نزن ای عاشق، فریاد نزن
بی سبب نیست چنین فریادم
بی گناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط
زندگی هم خودم و هم تو رو بر باد دادم
اگر احساسمو می فهمیدی
قلبتو دوباره می بخشیدی
لحظه ی پایان این دیدار رو
روز آغازی دگر می دیدی
اگه بیهوده نمی ترسیدم
عشقو اون جوری که هست می دیدم
شاید این لحظه ی غمگین وداع
قلبمو دوباره می بخشیدم
کاش از این عشق نمی ترسیدم
ما سزاواریم اگر گریانیم
این چنین خسته و سرگردانیم
ما که دانسته به دام عشق افتادیم
چرا از عاشقی رو گردانیم
وقتی پیمان دلو میبستیم
گفته بودیم فقط عاشق هستیم
ولی با عشق نگفتیم هرگز
از دو ایل نا برابر هستیم
از دو ایل نا برابر هستیم
نه گناه کاریم نه بی تقصیریم
منو تو بازیچه ی تقدیریم
هر دو در بیراهه ی بی رحم عشق
با دلو احساس خود درگیریم
بیشتر از همیشه دوست دارم
گر چه از عاشقی وعاشق شدن بی زارم
زیر آوار فرو ریخته ی عشق
از دلم چیزی نمانده که به تو بسپارم
تو که همدردی مرا یاری بده
به منه عاشق امیدواری بده
اگر عشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفا داری بده
تو به من قول وفا داری بده

[+] نوشته شده توسط тαηнα در 20:34 | |



صفحه قبل 1 ... 38 39 40 41 42 ... 57 صفحه بعد