نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





مــاجـــرای کـــلاغ عـــــاشــــق

یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ

رو دوچرخه پا می‌زد،
رد شدش از دم باغ

پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید

نگاهی کرد به بالا،
صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ

وقتی جیک جیکو می‌کرد،
آب می‌کردش دل سنگ

بقیه اش در ادامه نوشته شده


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 0:17 | |







میخوام شما دوستانی که به وبلاگم سرمیزنید

نظرتون راجع به عشق بگید

وجود داره یانه؟

خوبه یانه؟

اینکه عاشق شدی یانه؟

و یه جمله واسه توصیف عشق

ممنون


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 0:17 | |







فقط عشق

رودها در جاری شدن
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند
کوه ها با قله ها
و دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند
وانسان ها
همه ي انسان ها
با عشق، فقط با عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که می دانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
اما نباشد، هرگز نباشد
که در قلبم عشق نباشد، هرگز نباشد
 

[+] نوشته شده توسط тαηнα در 0:17 | |







با تو بودن را میخواهم

  با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.


عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.


با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم.


همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم.


همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم.


و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.


با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.


عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.


با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.


همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.


همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم.


و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.


همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ،


از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های نفسگیر زندگی.


اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،


آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام.


ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،


عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است.


با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ، طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت.


و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت.


با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز.


پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 0:17 | |







چقدر کم هستم!

همه ی خودم را مال تو کرده ام

 چقدر دنیای تو بزرگ است


هنوز از تنهایی سخن می گویی

 


چقدر کم هستم!

 

.

 

.

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند

 

 

همان جایی که گفتند:  یکی بود و یکی نبود

 

.

 

.

کمی این کلمه ها را نصیحت کن تا با من کنار بیایند


بگو تازه شوند

 

دوستت دارم ها دیگر فایده ای ندارند!


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 23:58 | |







عشق و دوستی انگلیسی

 

* * * * * * * *

friend is the one who walks in when others walk out

* * * * * * * * *
waters may dry..
flowers may die..
but true friends will never say goodbye...

* * * * * * * * *

A best friend will always find a way to love you even when you have done something that u cannot fix.

* * * * * * * * *

Hope we could be friends? hope u call me?

* * * * * * * * *

* * * * * * * * *

Forget the times that he walked by.
Forget the times he made you cry.
Forget the times he spoke your name.
Remember-now, you're not the same.
Forget the time he held your hand.
Forget the sweet things if you can.
Forget the times, and don't pretend.
Remember-now, he's just your friend.

* * * * * * * * *

through out your life you will meet someone who is unlike any other, you could talk for hours and never get bored, you could tell them things and they wont judge you... person is your soul mate...your best friend don't EVER let them go

* * * * * * * * *

Three things of life that are most valuable - Love, self-confidence&friends. In you, I find all three.

* * * * * * * * *

Friends are like roses they are beautiful and gentle, but will cause pain in the process of defending themselves

* * * * * * * * *

As fast as we became friends we come to notice how much faster we can lose each other...how much more friends you become friends with...even the ones you never think you will...Remember the good times we all have together because time and reality is moving fast and the reality is some of us will never see each other again and some will...but even though we'll all change we'll all remember the times we had together and all the times we said
best friend still the end.

* * * * * * * * *

~ Guys are When ever
Friends are for ever
When worst comes to worst
My girls always come first~!!~

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 21:15 | |







قسم ...

 

 

قسم به گل ، به عاشقي 

لايــــــق عشـــق تو منم

تــــــــوي گلستــــون وفا

تو ياسي مــــن خاک ترم

تو واژه ســــلام عشـــق

عسل تـــــــرين ترانه اي

واسه نفس کشيدن هام

تـــــو بهتــرين بهــانه اي

با تـــو، تــــو اوج آسمون

بي تـــو اسيـــر قفسـم

قسم به گريه هاي شب

فقط تـــــويي هم نفسم

قسـم به عطر گل سرخ

با تـــــو وفادار مي مونم 

هميشه خوب من تويي!

يه عمـره اينو مي دونم

[+] نوشته شده توسط тαηнα در 4:56 | |







همین امشب از غصه ها میمیرم

 


 

همین امشب از غصه ها میمیرم

 

انتقام خودمو از دوتامون میگیرم

دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد

باید آروم بگیرم

تو خوابت نمیام کابوست نمیشم

تو شبای سیاه فانوست نمیشم

دیگه از دست تو هم کاری بر نمیاد باید آروم بگیرم

مثله یک نور یک شهاب کوچیک

رد میشم از تو چشات باز دوباره میافتم از چشات بی صدا میمیرم

دارم بی صدا میشکنم تو دل شب

به عشق نگاهت میسوزم توی تب

فقط با تو میشه گذشت از سیاهی

بذار با تو جون میگیرم

تو خوابت نمیام کابوست نمیشم

تو شبای سیاه فانوست نمیشم

مثله یک نور یک شهاب کوچیک

رد میشم از تو چشات باز دوباره میافتم از چشات بی صدا میمیرم

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 4:53 | |







اگر نمیتونی ...

 

 

 

اگر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش واگر

نمی توانی رودخانه باشی نهری كوچك باش، اما هیچ گاه مرداب

نباش.نهری باش جاری، زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی

را به همه هدیه كن چون وقتی حركت میكنی هم زنده ای و هم به

دیگران زندگی می دهی ، سبزه های كنار نهر را دیده ای چه زیبا

چشم رانوازش می دهند و ماورای پروانه های لطیف و زیبا هستند،

این ها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر كوچك اما جاری است، پس

تو هم با الهام از این رود كوچك جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست.


 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 4:52 | |







شکوه از روزگار ...

 


 

زندگـے دفترے از خاطره هاست !


یک نفر در دل شب . .

یک نفر در دل خاک . .

یک نفر همدم خوشبختــے هاست . .

یک نفر همسر سختــے هاست . .

چشــم تا باز کنیــم عمرمان مے گذرد

ما همه همسفر و رهــگذریـــم !

آنچه باقیست فقط خوبے هاست.
 
 
 

((با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی...

خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند))


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 4:48 | |







یه روز پر از احساس

 


داشتن آرزو های قشنگ برای دل من ...............

ديگه به نبودت عادت كرده بودم

خو دمو با خيالت راحت كرده بودم

دو باره زد به سرم شعر دلتنگي بگم

براي دل خو دم شعر غريبي رو بگم


و این گونه نوشتم غمگین اما پر از احساس.......

 

بازچشمانم را در هوای دیدنش خیره  به عکسش کردم

و در نگاه مهربانش آهی از  دل بر آوردم و فریاد زدم بی وفا  این من بودم

بازچشمانم را در آرزوی دیدن دوباره اش بارانی کردم آن چنان که در گونه هایم حس نسیم

بهاررا حس  کرد م فقط 

پشت عکسش نوشتم برگرد

اما همش یه  رویا بود  و اون روز اول بهار تولد یه سال جدید بود آری یک سال گذشت بدون او

و امسال هم خواهد گذشت

او در انتظار صدای  من نماندودر  گذشته خویش  پنهان شد

و حتی او صدای تپش قلبم را نشنید  دلم یه دنیا غم داشت  و او هرگز ندید

 در تنهای خلوت خویش فقط سایه شبو داشتم و قلبی شکسته از درد

و این قلب در هوای محبت او و  بویدن عطر تنش همیشه بارانی ماند

و من همیشه با  صدای قطرات  باران ............

                                      و بوی باران........................................


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 23:55 | |







حرف دل ناتمام من

گویند شعر سروده ای گفتم شاعر نیستم

گویند قشنگ است گفتم ترانه نیست

گویند زیباست گفتم پروانه نیست

گفتند و گفتند گفتم حرف دل ناتمام من است

حرفی که از درون با ناله و بر زبان سروده می آید

نازنینی گفت دوست دارم بگویی سروده توست

گفتم آه من با ناله همیشه  سراید و می سراید

اما من غمگین کجا و شاعر خوش زبان و پر آوازه کجا


*************

 

خواستم پرنده ای باشم تا به رویاهایم پرواز کنم

دیدم پرنده نباشم بهتر است چون عقاب تیز چنگ زندگی در حال پرواز است

چه سود او که با من نماد

و همان بهتر که پرنده نباشم تا رویا ها برای همیشه رویا بماند

و من در فکر رویای دست نیافتنی

بهاران را پاییز و پاییز را زمستان کنم

ودر آرزوی رسیدن به رویا.............

*********

گلــــــــدون بـــــــــدون گل ارزشــــــــی نـــــدارد

شــــب بـــی ستـــار ه زیبـــــــایــــی نــــدارد

دل  تنـــــهای مـــــن عـــــاشـــــق عـــاشق اســــت

عشقــــــــــــــــــــــی نـــــــــــــــــــــــــدارد


دوستــــــــــــــان عــزیــزاینهـــــــــا حرفـــــــــــــــ دل نا تمــــــــــــامــــــــ

مـــــــن اســـــــــــــت حرفــــــــــــی کــــــــــــه از تنهـــــــــــایـــــــــی دل

بـــــــــــر مــــــــــــــی آیـــــــــــــد لطفــــــــــا نظــــــــــر بدهیــــــــــــد


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 23:48 | |







دِلَم شِکَستِہ اَستـ

  دَر روزهایے کِہ دِلَم شِکَستِہ اَستـ

یادِ حَرفهاےِ پِدَر ژِپِتُو بِہ پینُوکیُو مے اُفتَمـ !

-پینُوکیُو چوبے بِماטּ.....

آدَمــ ها سَنگےاَند....

دُنیایِشاטּ قَشَنگــ نیستــ ....


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 23:46 | |







می خواهم فریاد بزنم

  می خواهم فریاد بزنم و بگویم: "هرگز شما را نمی بخشم اگر شانس زندگی کردن با او، شانس بودن با او را از من بگیرید"،
اما فریادم را در پس جمله "هرچه صلاح می دانید" خفه می کنم.
ذهنم پوزخند می زند: "مگر خودت صلاح خویش را نمی دانی؟ مگر برای خود خواهان شر و بدی هستی که دیگران یکریز می گویند ما بد تو را نمی خواهیم"
بغضم ریشخندم می کند: "تو که تحمل فراق نداری چرا شجاعتت را در پس پرده حیا پنهان کردی؟ چرا حرفی نزدی؟ چرا ......"
اما اشک هایم، با دستان گرمشان دلداری ام می دهند و گونه هایم را نوازش می کنند. 
تنها اشک ها راز سوختن و خاموش ماندنم را می فهمند...


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 23:43 | |







دفتر عشق

 دفتر         عشـــق      كه      بسته       شـد
ديـدگه     منــم       تــموم           شــــــــــــــــــدم
خونـم   حـلال    ولـي   بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
      
به پايه تو حــروم شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري  تو كارتو مونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي مي گفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت  ندارم   چشماي  مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه  آفتاب وا  بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب  ميشه  تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت  و  دلت  نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن  تير  خــــــــــــــــــلاص  رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
**********

*********

*******

******

 

 

 


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 23:24 | |







مگه چند بار

 91800427770702249919.jpg

مگه چند بار یه جوان عاشق میشه

مگه چند بار دل گرفتار میشه

پای عشق اولش میمونه دل

آخه اون حس دیگه تکرار نمیشه

دل من تو گوش کن به حرف من

خیلی ساده به هر کس دل نبند

دورغه هر کی میگه دوست داره

دل من گلم به حرفام تو نخند

میتونه شکست عشق از زندگی سیرت کنه

جوانی تو بگیره با غصه درگیرت کنه

می ترسم غصه عشق اولت پیرت کنه

تو رو آخر بشکنه یه روز زمین گیرت کنه


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 15:0 | |







پدر عشق بسوزد

 مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم

چند ساعت شده از زندگیم بی خبرم

این همه فاصله ، ده جاده و صد ریل قطار
بال پرواز دلم کو که به سویت بپرم

از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من
بین این قافیه ها گم شده و در به درم

تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر
این همه فاصله کوتاه شود در نظرم

بسته بسته کدئین خوردم و عاقل نشدم
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم

بی تو دنیا به درک ، بی تو جهنم به درک
کفر مطلق شده ام دایره ای بی وترم

من خدای غزل ناب نگاهت شده ام
از رگ گردن تو، من به تو نزدیک ترم


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 5:3 | |







عشقم...

دارم بتو فکر میکنم    به اینکه هستی منی

به لحظه های بودنت   تو این روزای بی کسیم

به اینکه تارو پودمی   عشق منی وجودمی

به زندگی کنار تو      یار همیشه خواستنی

میخوام بخاطر چشات   طنین زیبای صدات

گریه کنم تا که بیای    الهی قربون وفات

میخوام کنارم بمونی   تا جون داریم تا میتونیم

نیاد یه روز جدا بشیم   آخه بی هم نمیتونیم

تمام هستی منی      قسم به عمرو جوونیم

دوستت دارم تا زنده ام      عشق و امید وزندگیم     


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 16:11 | |







عشق موندنیه من.....

حالا که اشک چشم من بدرقه ی نگاهته

                        فقط برام اون خوبیات مونده ویادگارته

تنها امید بی کسیم.خورشید آسمون من

                      حتی اگه بی من باشی تا همیشه دوستت دارم

سعادتت آرزومه خوشبختی تم تنها دعام

                      فقط یه خواهشی دارم تو سختی ها بمون باهام

آخه کلافه ام میکنه هجوم بی امون غم

                    سایه ی سرد بیکسی. نبودنت کنار من

بذار تو جشن عروسیت شاپرکا شادی کنن

                       کبوتر بجای من کل بزنن ورقاصی کنن

ببخش که دستام خالیه هیچی بجز دل ندارم

                       دل وبا یه دنیا خاطره واست هدیه میارم

حالا دیگه نوبت توست .ببین.همه منتظرن

                    برو به مهمونات برس میرم که طعنه ات نزنن

یه روز سرد.توشهر غم.تنها.غریب.بی هم نفس

                    یه عاشق نامه مینویسه تا باد بیارتش واست

                


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 16:11 | |







کم محبت

داره کم کم دیگه  عادتت میشه      که بی من ثانیه هاتو سرکنی

روزا هیچوقت توسراغ من نیای    شباتو بی لالایی هام سحر کنی

من که از خدا نخواستم تو بری     پس چرا اینهمه مهرت کم شده

چرا باز نمیکنی آغوشت گرمت رو واسم 

                               توچطور دلت میاد چشمای من رو تر کنی

دل من این روزا خونه ی غمه    تنها همدمم شده غصه ی نبودنت

به کی قسمت بدم که بس کنی     شب تار غصه رو بااومدنت سحر کنی

نکن آخرش یه روزی دل من       زیر اینهمه شکنجه میمیره....

یه روزی میای سراغم که دیره       میمونی چجوری بی من سر کنی


[+] نوشته شده توسط тαηнα در 16:11 | |



صفحه قبل 1 ... 36 37 38 39 40 ... 57 صفحه بعد